جمعى از علما

66

جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )

شد . تاى اوّل ، دلالت مىكرد بر تأنيث والف وتاى دوم دلالت مىكرد هم بر جمع وهم بر تأنيث ، با وجود الف وتاى ثاني از تاى اوّل مستغنى شده وأو را حذف كرديم ضاربات شد بر وزن فاعلات . ضاد فاء الفعل ، الف اوّلى علامت اسم فاعل ، وراء عين الفعل ، باء لام الفعل الف ثاني وتاء علامت جمع مؤنث است . وآن [ ضاربات ] نيز يك لفظ است به‌جاى سه معنى چنانكه گويى : هنّ ضاربات ، وانتنّ ضاربات ، ونحن ضاربات . يعنى ايشانند گروه زنان زننده ، وشماييد گروه زنان زننده ، وماييم گروه زنان زننده . [ اسم مفعول ] واز اسم مفعول نيز شش وجه بازمىگردد : سه مذكّر وسه مؤنّث . آن سه كه مذكّر را بود : مضروب ، مضروبان ، مضروبون . مضروب : يعنى يك مرد زده شده . صيغهء مفرد مذكّر است از اسم مفعول . مضروب در أصل يضرب يا تضرب يا اضرب بود ( على ايّ تقدير ) حرف استقبال را از اولش انداختيم وبه‌جاى أو ميم مضموم ، درآورديم وتنوين كه از جملهء خواصّ اسم بود به أو ملحق نموديم مضرب شد ، مشتبه شد به اسم مفعول باب افعال بر وزن مكرم ، از براي رفع اشتباه ضمّهء ميم را بدل كرديم به فتحه ، مضرب شد ، اشتباه